خودم هم میدونم دیگه شورش رو درآوردن با این وضع وبلاگ نویسیم اما چه میشه کرد این ذهن این روزا آشفته تر از اونه که بتونه یه تکونی به خودش بده و تراوش کنه!!
به هر حال حالا که دارم مینویسم و از اونجایی هم که این وبلاگ رو واسه این درست کردم که از روایط خودم بنویسم و از این طریق هم بیشتر خودم رو بشناسم بهتره که از خواستگاری که این مدت باهاش درگیر بودم و با اومدنش یه علامت سوال و یه حلفه به پیچیدگیها و درگیریهای من با غول ازدواج درست کرد براتون بنویسم بلکه شما هم بیای چهار کلوم بگی بفهمیم چی درسته چی غلط!!
نمیخوام خیلی وارد جزئیات بشم با این سوال بحث رو شروع میکنم که به نظرت داشتن روابط با جنس مخالف – روابط دوستی رو عرض میکنم فکر بد نکن – قبل از ازدواج اصولاً درسته یا غلط؟!
من آدمی بودم که همیشه میگفتم از پسر آفتاب مهتاب ندیده که جوونی نکرده خوشم نمیاد، همیشه هم اطرافیانم خصوصاً بزرگترا میگفتن تو اشتباه میکنی نمیفهمی که چقدر به نفعته که تو اولین دختر باشی که توی زندگی مرد آینده ت وارد میشی. این موضوع هیچوقت تو کت من نمیرفت. از قضا این آقا پسر هم همینطوری بودن البته اینو که میگم یاد یه پسر با عینک ته استکانی که موهاشو فرق یه ور باز کرده و وقتی باهات حرف میزنی آسفالت کف خیابونو برانداز میکنه نیفت!! برعکس مشخصات ظاهری و برخورد جمعیش خیلی هم خوب و قابل قبول بود، اما چیزی که رنجت میداد این بود که نمیتونست بین تو بعنوان یه دختر که برای ازدواج باهات پا پیش گذاشته و دوست پسر ده ساله ش تفاوت بذاره!!
کلاً سه بار این پسر رو دیدم معمولاً هم تو جمع چهار پنج نفره بودیم منهای یک ساعتی که تنها صحبت کردیم، اما خوب واقعیت این بود که من از همون برخورد اول متوجه ناشی بودنش توی روابط با جنس مخالف شده بودم اما از اونجاییکه اطرافیان اصرار داشتن تا ادامه بدم و بهش فرصت بدم که یخش آب بشه یه کم بیشتر ادامه دادم.
اما داستان سر اینه که برای دختر حساسی مث من که به کوچکترین رفتار طرف مقابلم هم دقت میکنم تمام برخوردهای یه همچین آدمی فیدبک منفی میده، و از اینا گذشته من یه اعتقادی دارم که درست و غلط بهش ایمان دارم و اونم اینه که این ذات مرده که کم یا زیاد با جنس مخالف ارتباط داشته باشه، اگه به هر دلیلی از این کار منع بشه و یا حتی خودش دوری کنه یه روزی به همون سمت کشیده میشه و متاسفانه حریصتر از زمان جوونیش به اون سمت گرایش پیدا میکنه، و همیشه آینده ای که برای این جور جوونا میبینم اینه که تازه بعد ازدواج میخوان جوونی کنن.
خلاصه اینکه نمیتوم به پسری که میاد میگه من تا حالا هیچ دوست دختری نداشتم و الان هم میخوام ازدواج کنم، پوان مثبت بدم، شما چطور؟؟!؟!؟
هایلایت:
Love sought is good, but given unsought is better.



با اعتقادت کاملا موافقم سیلوئت جان
یعنی هیچ تضمینی به اون زندگی نیست
میدونی که دور و برمون از این مثالها هست که بعدش چقدر حریص شدن
————————————–
آره دیدن همین نمونه هاست که آدم رو دچار شک میکنه
البته نمیشه کلی حکم داد. من هر دو روش رو دیدم که هم توش سرانجام خیلی خوب داشته و هم خیلی بد. ولی من رابطه حداقل چند ماهه قبل از ازدواج رو اکیدا» توصیه میکنم. الان دیگه نمیشه خیلی به خانواده و کلیات بسنده کرد. باید خود طرف رو شناخت. حالا این که پسر قبل از ازدواج با چند نفر بوده یا نبوده خیلی تعیین کننده نیست. پسری رو میشناسم که قبل از ازدواج آفتاب مهتاب ندیده بوده و الان هم عاشق خانمشه و کلی خوشبختن.ولی چیزی که اهمیت داره اینه که عشق قبل از ازدواج ملاک نیست اصلن. یه چیزی تو مایه های کشک خودمون!
—————————
کشک رو خوب اومدی حاج آقا!!
اگه عرف اجازه بده من به روابط قبل از ازدواج و حتي بيشتر از روابط ساده هم معتقدم!به شرطي كه دوطرف عاقل باشن..
—————————-
متاسفانه عرف مانع از آشنایی بیشتر میشه، به محض اینکه خانواده ها میان وسط دوست دارن دخترشون رو توی لباس عروسی ببینن و پسرشونو توی کت شلوار دومادی، و این مانع از شناخت بیشتر میشه
بهار! رسمن داری اشاعه ( اشائه؟) منکرات میکنی؟!!!
———————–
بهار کاملا درست میگه فقط کافیه خانواده ها به بچه هاشون اعتماد کنن و با نظارت خودشون بهشون میدون بدن که باهم ارتباط داشته باشن
نه بابا! بهار از اون لحاظ میگه!
—————————
دیگه اونش رو من نمیدونم فامیل خودتونه والاّ
البته این نظر منه
سیستم سنتی واسه همون وفتی خوب بوده که مثلا پسر اکبر آقا بقال دختر اصغر اقا خیاط رو میخواسته.
خب! اون وقتا اینن دو آدم احتمال زیاد هم محله ای بودن
یک عمری با هم زندگی کرده بودن و کلی چیز راجع به هم میدونستن بنابراین این سیستم جواب میداده
اما الان به این شکل جواب نمیده.
خلاصه منم از پسر آفتاب مهتاب ندیده بدم میاد! D: