واسه اینکه بگم واقعاً قصه از کجا شروع شد باید به جای اول اولش از دومش شروع کنم
یعنی از معرفم که باعث آشنای من و امید -نامزدم- شد
سرتق خانوم دوست و همکارمه، کلاً 2سال و نیمه که باهم ارتباط داریم اما قد دوستای چندین و چند ساله با هم مرتبطیم. پارسال من رو با امید آشنا کرد که از طریق امید یه خواستگار رو بهم معرفی کنه غافل از اینکه ظرف مدت کوتاهی خود امید شد خواستگارم که حالا اینو بعدا میگم.
اینکه سرتق خانوم و امید چه نسیتی دارن رو الان میخوام برات بگم تا بفهمی که ازدواج -همونجوری که همیشه اعتقاد داشتم- کاملاً قسمته و نقش آدما در این زمینه یه چیزی تو مایه های دوغ و کشک و این حرفاست.
سالها پیش یه شب که سرتق خانوم تو خواب ناز بوده گوشیش زنگ میخوره و علی آقا که با دوست دخترش دعواش شده بوده و میخواسته با دوست دوست دخترش برای امر پادرمیونی مشورت کنه اشتباها شماره سرتق خانوم رو میگیره و یک دل نه صد دل عاشق صدای خواب آلوده این دختر میشه و رابطه رو باهاش شروع میکنه و تا اونجا پیش میره که میخواسته بیاد خواستگاری و سرتق ماجرای ما نمیذاره اون شکست عشقی میخوره و میذاره میره آلمان -البته همینقد بدون که این علی آقا کلا موجود مشنگی تشریف داره و الان هم رفته امریکا و من خیلی خداروشکر میکنم که دیگه اثری ازش نیست هرچند که توی این داستان نقش پررنگی رو بعنوان اولین رابط داره
داشتم میگفتم وقتی میره آلمان با امید قصه ما دوست و همخونه میشه و شروع میکنه با سرتق خانوم ارتباط ایمیلی و چتی برقرار میکنه و چون خودش آدرس ایمیل نداشته این کارو با آی دی امید انجام میده -گفتم که پسره مشنگه- و این میشه که سرتق خانوم و امید هم باهم آشنا میشن. مدتی بعد سرتق خانوم و علی آقا کاملا باهم کات میکنن و دیگه هیچ ارتباطی نبوده تا 7-8 ماه پیش که امید برگشته بوده ایران.
توی قسمت بعدی میگم که چی شد که امید رفت آلمان و چی شد که برگشت، حالا تا اینجای ماجرا بهم بگو نظرت راجع به قسمت چیه توی ازدواج
هایلایت: عشق تنها سهم مرغ عشق نیست می توان عاشق شد و گنجشک زیست (همچین یه نموره پشت وانتی بود برو حالش رو ببر)



خيلي جالب بود سيلوئت جونم، دست سرتق خانوم درد نكنه
بعدش هم اميد چه حالي داشته وقتي خواستگار هم از طريق خودش پيدا ميشده
به نظر من هميشه اين قسمته كه توي ازدواج نقش اصلي رو داره فقط مهم اينه كه قسمتت چه جوري بهت حال بده توي اين زمينه
———————
تا قسمت شما چی باشه خواهر، بالاخره شتریه که همه جا میخوابه دیگه
خوب قسمت رو که نمیشه نادیده گرفت. به هر حال ابرو باد و اینا همه دست به دست هم میدن تا قسمت رقم بخوره. ولی خوب من تا جایی باهاش موافقم که فقط یکی رو سر راهت قرار بده و نه بیشتر. بعدش دیگه دست خودته.
———————-
آره منم موافقم باهات حالا قسمت دوم رو که بخونی میبنی که ابر و باد و مه و .. اینا مارو بهم نشون دادن از اون به بعدش سماجت خودمون بود
این چرا همچین کرد؟!!! عکس منو از کجا آورد؟! یا پیغمبر!
عجب تکنولوژیی!!!عکس آدمو میگرده پیدا میکنه و خودش میاره!
————–
امیر آقا عکستون که هیچ سایز پاتون رو هم پیدا کردیم و سیو کردیم ببین ما دیگه کی هستیم
این بچهه کیه؟ از کجا آوردش؟! ماماااااااان! اینجا جن داره!
واقعن قسمت كه هست ولي بادي ادامه ماجرا رو خوند:)
————–
دارم قسمت دوم رو هم آپ میکنم