خوب امروز میخوام جزئیاته این 7ماه رو بذارم کنار و مث سریال ایرانیا زودی برم سر مراسم «لی لی لی لی» و «شمع و چراغارو روشن کنید امشب عروسی داریم» و این حرفا که نه توی خواننده حوصله ت سر بره و هم اینکه فضای وبلاگ یه کم عوض بشه. توی پست بعدی از تردیدهام و مشکلات خواهم نوشت.
تا اونجا گفتم که چهارتایی واسه ناهار رفتیم بیرون و از همون ابتدا خواستگار بیچاره تحت الشعاع قرار گرفت. البته حقش هم بود، چون پسری بود که 25بار خواستگاری رفته بود و روی هر دختری یه عیبی گذاشته بود و از همه بدتر اینکه با اینکه ابداً بلد نبود با خانومها چه جوری رفتار کنه خودش رو خیلی دست بالا میگرفت و فکر میکرد چه خبره!! توی این پست درموردش براتون نوشته بودم .
بعد از سومین باری که دیدمش مطمئن شدم که باید رودرواسی رو بذارم کنار و کات کنم، به خود امید گفتم و دیدم که اونم استقبال کرد، اون موقع دلیلش رو نفهمیدم اما الان خوب میفهمم چرا اصلا از اینکه روی دوستش اونهمه عیب گذاشتم ناراحت نشد.
ازاونجاییکه هر دومون دلمون نمیخواست که رابطه کات بشه به بهانه های مختلف با هم تماس میگرفتیم و این وسط هم سرتق خانوم که از حس 2طرفمون خبر دار شده بود سعی میکرد که برنامه های باهم بودن بذاره. تقریباً دو ماهی باهم رفت و آمد داشتیم تا اینکه هر دو به این نتیجه رسیدیم که دوست داریم رابطمون شکل جدی تری به خودش بگیره. من به پدرم موضوع رو گفتم و وقتی شرایطش رو شنید یه کم جبهه گرفت البته حق هم داشت هر کسی میشنید که امید 2رگه ست و اوج جوونیش رو تنها تو اروپا زندگی میکرده یه ذهنیت منفی راجع بهش پیدا میکرد اما حقیقت اینه که هرکسی از جمله بابا وقتی مبینش احساس رضایت میکنه و تاییدش میکنه.
خلاصه اینکه نیمه شعبان نامزدی گرفتیم و تا روز تولدم که 11آذره مهلت صیغه رو گذاشتیم. همکنون هم در دوران شیرین نومزدنگ به سر میبریم اما از اونجاییکه در و برمون دوست و رفیق زیاد داریم دائم یا مشغول مهمونی دادن یا مهمونی رفتن و گردش و تفریحات دسته جمعی هستیم و برخلاف نامزدهای دیگه که همش دنبال جمع 2نفره هستن ما وسط مجلس تشریف داریم.



به به مبارک باشه. چقدر به هم میاید شماها.
——————-
قربون آقا
پسر مردمو میپیچونن دو تایی و خودشون با هم نومزد میشن! ای روزگار!!
——————
پسر مردم باید یاد میگرفت که ازدواج بچه بازی نیست و دست بالای دست بسیاره و اگه دخترای مردم رو بپیچونی پیچونده میشی!!
مبارك باشه چه خوبين دوتايي..ايشالا كه خيلي خوشبخت بشين خيلي خيلي.هيچ وقت هم به اون پسر مردم فكر نكن كه پيچوندينش! خوب كردين!
——————–
بخت پسر مردم هم باز میشه، فعلا رابطه رو باهاش کات کردیم تا اونم مزدوج شه چون تا قبلش صلاح نیست.. راستی یادم رفت بگم این آقا پسر دوست صمیمی و چندین و چند ساله امیده
شولولولووووووووو
مباركه مبارك
دو تا كبوتر و ….
اميد از اين جووناي ايراني خيلي پاكتره و صادق تره
باباتم اينو درك كرده ديگه
مثل خودت كه با اينكه تو اجتماعي ولي از صد تا دخترهاي مثلا آفتاب مهتاب نديده پاكتري خانومي
—————-
امیدوارم هر دومون برای هم خوب باشیم خوب بودن هر کدوم از ما به تنهایی بدرد نمیخوره مهم اینه که بتونیم با هم مچ بشیم
اخي فاميلمون اينا …. ايشالله به پاي هم پير بشين
—————–
بقول جمله ای که آقاتون رو بوم نوشته:
ایشالا که دوستیمون ماندگا باشه و همگی به پای هم پیر و شاد بشیم