پسر کو ندارد نشان از پدر؟!؟؟

خوب حالا که تا حدی با امید و روابطمون آشنا شدین میخوام امروز از چیزی بگم که همه این مدت آزارم میداده و همچنان هم نگرانیش باهامه. میخوام بهم بگین که آیا پسر رو باید بخاطر بدیهای پدرش کنار گذاشت؟ آیا اینکه میگن پسر کو ندارد نشان از پدر، تو بیگانه خوانش نخوانش پسر و تعبیراتی از این قبیل درست هستن یا نه؟!؟؟

حاشیه رو میذارم کنار و میرم سر اصل مطلب، پدر امید حدوداً70 سال سن داره و با اینکه دندانپزشکه و از خان زاده های اصفهان بوده اما بشدت هوس بازه و غیر اخلاقی عمل میکنه -اینو گفتم که بدونی تحصیلات و اصالت خانوادگی شخصیت نمیاره- توی مدرسه البرز درس میخونده و دانشگاه تهران مدرک پزشکیش رو گرفته  و وقتی میره آلمان برای گرفتن تخصص با برژیت جون -مادر امید – آشنا میشه و عاشق میشه و ازش خواستگاری میکنه و راضیش میکنه که برای زندگی بیاد ایران.

زن بیچاره رو از ناف آلمان میاره ناف اصفهان اونم تو یه خانواده سنتی، وتوی  خونه بزرگی که مادر و پدر شوهر و خواهر شوهر و برادر شوهر هم باهاش زندگی میکردن، خداروشکر خانواده شوهر نه تنها اذیتش نمیکدن بلکه خیلی هم دوستش داشتن و براشون عزیز بوده منتها خود پدر امید شروع میکنه به شیطنت. دوست دخترهای زیادی داشته و حتی خونه جدا هم داشته تا اینکه توی یکی از مهمونیها و خوش گذرونیها با یکی از نزدیکان مرحوم (بیــــــــــــــــــــــب ) ویولونیست معروف ایرانی آشنا میشه و بعد از مدتی رفت و آمد اون خانم باردار میشن

خلاصه مادر اون خانم از پدر امید شکایت میکنه و میگن اگر برژیت رضایت بده و اینا عقد بکنن میشه حکم سقط بچه رو پس گرفت، این میشه که برژیت عزیز بخاطر علاقه شدیدی که به شوهرش داشته و بخاطر اون از همه زندگیش توی آلمان گذشته بوده با چشم گریون میره محضر و رضایت میده و فقط شرط میکنه که تا آخر عمرش دیگه نمیخواد اونو تو زندگیش ببینه -راستی اینم بگم که توی اون زمان امید تازه به دنیا اومده بوده.

بعد از عقد دیگه همه چیز علنی میشه و پدر امید بیشتر وقتش رو با اون میگذرونده و تقریباً نسبت به خانواده امید بی توجه میشه. بازم این رو هم بگم که اون زمان که پدر امید عقد میکنه خواهر بزرگ امید رفته بوده آلمان و اونجا ازدواج میکنه و زندگی میکنه و برادرش هم 2سال بعد توی تصادف فوت میکنه.

همه این عوامل باعث میشه که برژیت هم برای امید پدری کنه هم مادری و همه همّ و غمش این پسر بشه و جالب اینجاست که هنوزم به همسرش وفاداره و وقتی درموردش حرف میزنه با احترام و علاقه حرف میزنه.

پدر امید مرد ثروتمندی بوده و مشکل مالی نداشته اما از وقتی اون خانوم پاش تو زندگی اینا باز میشه، هیچ چیزی به اسم پدر امید نمیمونه و همه چیز یا به اسم خودشه یا تک فرزندش یا مادر خودش!!سختی کشیدنها و کمبود محبتها و فشار روحی که روی امید بوده باعث شده زودتر از معمول روی پای خودش بایسته و زندگی خانوادگی براش حکم گوهر پیدا کنه و حاضر باشه همه کار بکنه که زنگی خانوادگی خوبی داشته باشه، مادر و پدر من رو خیلی دوست داره و  بشدت بهشون احترام میذاره و ارزش زیادی برای من و رابطمون قائله.

مادرش هم که خوشحالیه امید رو میبینه، خیالش راحت شده و من رو واقعاً دوست داره و محبتش رو کاملا میشه از رفتارش لمس کرد.

همه این نکته های مثبت یک طرف، اما یه ترس بزرگ دائم با من هست که نکنه امید راه پدرش رو بره؟ نکنه منم سرنوشت برژیت رو داشته باشم؟  یه عالمه ترس و دودلی با من هست که فقط دائم از خدا میخوام که بهم آرامش بده. چون این موردی هست که برای هرکسی میتونه پیش بیاد. امید همیشه بهم میگه من دیدم مامانم چه زجری کشیده سر این موضوع، وهمه وجودم آزار دیده  از عیاشیها و خوش گذرونیهای پدرم برای همین هیچوقت نمیخوام و نمیذارم زن و بچه ام از این ناحیه ضربه بخورن…

3 پاسخ برای “پسر کو ندارد نشان از پدر؟!؟؟”


  1. 1 راما اوت 31, 2010 در 5:14 ق.ظ.

    به به اينجا چقدر خوشگل تر شده خانومممممم
    چقدر قصه تلخي بود
    من مطمئنم اگه به جاي برژيت جون يه زن ايروني بود كاملا حق باباشو ميذاشت كف دستش ولي مادرشوهرت چقدر خانومي كرده
    در ضمن مطمئن باش اميد چون يه بار از يه قضيه اي ضربه خورده مطمئنا هيچ وقت اين كارو نميكنه
    كاملا مشخصه اگه ميخواست بره دنبال عياشي برنمي گشت ايران يا تو رو انتخاب نميكرد خانومي
    دعا ميكنم هميشه آرامش داشته باشي سيلوئت جونم
    ————————-
    قربونت برم، یه وقتا تو دلم غوغا میشه اما ظاهر آروم و معصوم و انرژی مثبتی که امید بهم میده آرومم میکنه.. خدا کنه که اشتباه نکنم

  2. 2 بهار اوت 31, 2010 در 8:11 ق.ظ.

    سلوئيت جان من چندمورد مي شناختم كه دقيقن پسرها چون اعتياد يا هوس بازي يا مشكلات ديگه پدرشون رو مي ديدن و از اين لحاظ هم زياد ضربه مي خوردن خيلي روال زندگيشون رو تغيير مي دادن..ولي گاهي اوقات اين جور زندگي تو يه خانواده سبك زندگي مي شه يعني كل فاميل اينطورين و عادت فاميليه..اينجاست كه بايد كمي شك كرد و با ترديد به قضيه نگاه كرد
    —————-
    خودم اعتقاد دارم که آدما هرچقدرم ماهر باشن در پنهان کردن خصوصیات شخصی و رفتارهاشون بازم یه جاهایی سوتی میدن، از خدا میخوام که اگه خدایی نکرده امید هم ذره ای این ژن رو به ارث برده خدا تو این مدت نشونم بده و بهم این توانایی رو بده که بتونم نشانه هاش رو درک کنم

  3. 3 پرین سپتامبر 11, 2010 در 12:32 ب.ظ.

    سلام
    می بینم خوب پیدات کردم! زبون!
    خوشحالم برات!خوشبخت بشی ایشالله!
    این تردیدها و دودلی ها رو از خودت دور کن ! یادت باشه به هر چی فکر کنی سرت میاد! پس سعی کن بهش فکر نکنی!
    برات بهترین ها رو ارزومندم!بوووووووووووووووووس
    ———————
    آخی سلام چقدر خوشحال شدم دیدمت اینجا
    خوش اومدی، منم بهترینارو برات آرزو میکنم


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s




من در توئيتر

خـطا: خواهشمندیم مطمئن شوید که حساب توییتر عمومی است.

پيشنهادات سيلوت

تعداد بازديدها

  • 2,171 hits

پيگري سيلوت در گودر

 

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.